یه سری کارا رو اصلا نمیتونم انجام بدم
اینکه از کسی تعریف کنم
اینکه قبول کنم کسی از من بهتر و بالاتره
اینکه حسمو به کسی بگم
اینکه از کسی عذرخواهی کنم
اینکه بتونم توهین رو تحمل کنم
اینکه بتونم یه انسان رو زیاد تحملش کنم
+کلا کسی رو میتونی تحمل کنی؟؟
دیگه نه
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
جالبه حتی مادرم هم منو خیلی نمیشناسه.یه تعریفایی ازم میکنه که اصلا توی من وجود نداره
ولی اون بنده خدا دوست داره پسرش اونجوری باشه!!!
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
_تو مثل طلوع خورشید گاهی سرخی گاهی زری
+کی؟
_تو مثل دوا میمونی که واسه ی شفای دردی
+گفتم کی؟
_تو مثل هوا میمونی تو خودت زندگی هستی
+مسخرم میکنی؟کی؟
_بابا لامصب تو تو تو تو.تو خودت نمیفهمی اینا رو.
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
خوشبختانه یا متاسفانه انقدر درگیر کار و زندگی هستم که فرصت فکر کردن و دیوانگی
و تجزیه و تحلیل ندارم!!!و جالب اینجاست که روحیم بهتر شده خیلی بهتر.ولی ته ته وجودم
میدونم اینا فراره.فرار از چراها و تناقض های زندگی.مثل یه گاو شدم و رفتن سراغ عبارت فرقی
نداره وقتی ندونی و نبینی و نفهمی!
نفهم شدم.....
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
امروز صبح بالاخره همت کردم و رفتم شناسنامه ی بچه رو گرفتم!
حالا توی شناسنامم دو تا اسم ثبت شده:
آرشا رشیدی متولد ۲۸ اسفند ۹۴
آرن رشیدی متولد ۵ آذر ۹۸
هیچوقت فکر نمیکردم دو تا پسر داشته باشم و هیچوقت فکر نمیکردم بچه هام نیمه دومی بشن!
همیشه نیمه اولیا رو بیشتر دوست داشتم.
آرن خیلی شبیه منه یه عکس از نوزادیم دارم دقیقا کپ منه.فقط امیدوارم اخلاقاش شبیه من نشه!
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی